قانون اساسی نظام فدرالی آسترالیا قدرت را میان حکومت مرکزی (مشترکالمنافع/همسود) و شش ایالت تقسیم میکند. تمامی قوانینی که از سوی پارلمان ساخته میشوند، باید به تصویب هردو مجلس نمایندگان و سنا و سپس به امضای فرماندار کل (گورنر جنرال) برسند.
پروفیسر رادنی اسمیت، استاد دانشگاه سیدنی میگوید حکومت فدرال نقش مرکزی را در نظام سیاسی آسترالیا بازی میکند.
«اساساً به این دلیل که حکومت مرکزی بیشترین پولی که را حکومتها در آسترالیا مصرف میکنند، جمعآوری میکند. بخش زیادی از آن پول را روی برنامههای خودش به مصرف میرساند، اما میتواند به ایالتها و قلمروها (تریتوریها) نیز بگوید ما میخواهیم مقداری از این پول را پس به شما بدهیم، اما باید آن را در بخشهای خاصی به مصرف برسانید. به گونۀ مثال، شما باید آن را روی جادهها هزینه کنید یا باید در بخش آموزش و پرورش مصرف کنید یا باید آن را در شفاخانهها مصرف کنید، پس مسلماً حکومت فدرال مهمترین ردۀ حکومتداری در نظام سیاسی آسترالیا است».
مجلس سنا
مجلس سنا که بیشتر اوقات به نام مجلس بزرگان یاد میشود، متشکل از 76 عضو است؛ 12 عضو از هر شش ایالت و دو عضو از دو قلمرو (تریتوری). نقش اصلی سنا، بازبینی قوانینی است که از سوی حکومتِ برحال پیشنهاد میشوند.
«مجلس سنا اغلباً قوانین پیشنهادی را به گروههای کوچکتر سناتوران، کمیتهها، میفرستد تا با جزئیات بیشتر آن را بازرسی کنند و در نهایت تصمیم بگیرند آیا قانون پیشنهادی را قبول میکنند یا رد. کمیتهها ممکن است برای آوردن تغییرات در قوانین پیشنهادی، اصلاحاتی را پیشنهاد کنند یا شاید بگویند ما در کل این قانون را نمیپسندیم، بروید و دربارۀ روش انجام کارها طور دیگری فکر کنید».
سناتوران برای یک دورۀ شش ساله انتخاب میشوند و در هر انتخابات، نیمی از اعضای آن انتخاب میشوند، در حالی که نیم دیگر آن هنوز در سه سال اول دوران خدمت شان قرار دارند.

صحن مجلس نمایندگان پارلمان فدرال آسترالیا Source: AAP
«وقتی نویسندگان قانون اساسی آسترالیا در اواخر دهۀ 1880 و 1890 نظرِ داشتن یک مجلس سنا را مطرح کردند، بخشی از دیدگاههای آنها این بود که بود سنا توقفگاهی برای دیدگاههای افراطی باشد، دیدگاههای تکاندهندهای که یک حکومت میتواند داشته باشد. پس برای انجام آن، آنها تصمیم گرفتند برای کسب آن باید تنها نیمی از اعضای سنا در هر انتخابات انتخاب شوند».
مجلس نمایندگان
مجلس نمایندگان اغلب به نام مجلس عوام یا «خانۀ ملت» نیز یاد میشود. این مجلس متشکل از 150 عضو است که از حوزههای انتخاباتی تقریباً با جمعیت مشابه برای دورۀ یک سه ساله انتخاب میشوند. این بدین معنا است که به نسبت تراکم جمعیت، دامنۀ جغرافیایی حوزههای انتخاباتی در شهرها کوچک و در مناطق اطراف بزرگ است.
«جدا از نمایندگی از مناطق جغرافیایی آسترالیا، حکومت همان زمان از سوی کسی تشکیل میشود که حمایت اکثریت اعضای مجلس نمایندگان را از آن خود کند».
برای به دست آوردن قدرت، احزاب نیاز به تصاحب حداقل 76 کرسی در مجلس نمایندگان دارند.
بيشتر بخوانيد

سیستم رأیگیری ترجیحی چیست و چرا مهم است؟
داکتر نذیر داور، کارشناس حقوقی در ایالت نیو ساوت ولز میگوید: «به خاطری که حکومت ادامه پیدا کند، باید همیشه اکثریت را در مجلس نمایندگان داشته باشد. اگر اکثریت را از دست دهد، حکومت از بین میرود، یا اینکه در ائتلاف با کس دیگری بیاید».
«در تعیین حکومت، تنها مجلس نمایندگان تصمیم میگیرد و هر حزبی اکثریت را داشته باشد، آن حزب حکومت را تشکیل میدهد. و حکومت هم، وقتی صدراعظم در رأس گروه اکثریت قرار میگیرد، کابینه را هم از میان نمایندگان خود پارلمان تعیین میکند که این را در سیستم حقوقی ما به نام حکومتداری مسئول یاد میکنند».
حکومت کنونی که از ائتلاف دو حزب لیبرال و ملیگراها (نشنل) تشکیل شده، در انتخابات سال 2016 به رهبری مالکوم ترنبول، نخستوزیر/صدراعظم پیشین 76 کرسی را در پارلمان از آن خود کرد. پس از کنار زده شدن ترنبول از رهبری حزب لیبرال در سال 2018 و استعفایش از مجلس نمایندگان، جانشین او اسکات موریسن اکنون یک حکومت اقلیت را رهبری میکند.
در انتخاباتی که در حوزۀ انتخاباتی مالکوم ترنبول برای تعیین نمایندۀ جدید برگزار شد، یک نامزد مستقل برنده شد. اندکی بعد، یکی دیگر از نمایندگان لیبرال با خروج از این حزب، به جمع نمایندگان مستقل پارلمان پیوست و بدین ترتیب، حکومت اسکات موریسن با اقلیت 74 نفری در حکومت باقی ماند.
کرسی مارجینل (Marginal Seat)
پروفیسر اسمیت در این باره میگوید: «کرسی مارجینل (حوزهای با تفاوت آرای کم میان نامزدان رقیب) به کرسیای از مجلس نمایندگان گفته میشود که در آن دو حزب بزرگ، حزب کارگر یا ائتلاف احزاب لیبرال-ملیگراها (نشنل)، سطح حمایت تقریباً مساوی از میان صد درصد رأیدهندگان در یک حوزۀ انتخاباتی یا کرسی داشته باشند. مثلاً اگر 51 درصد آنها یکی از احزاب را حمایت میکنند و 49 درصدشان حزب دیگر را حمایت میکنند، این یک نتیجۀ انتخاباتی بسیار نزدیک به هم است. پس یک کرسی مارجینل چنین توازنی را در میزان حمایت تعریف میکند و آن کرسی میتواند در یک انتخابات به یک حزب و در انتخابات دیگر به حزب مقابل تعلق گیرد».
پارلمان معلق
اگر هردو حزب بزرگ تعداد مساوی کرسی را در مجلس نمایندگان تصاحب کنند، نتیجهاش میتواند یک پارلمان معلق باشد. آخرین نمونۀ پارلمان معلق، انتخابات سال 2010 بود که در آن هیچکدام از احزاب بزرگ موفق به کسب 76 کرسی لازم برای تشکیل حکومت نشدند. این نتیجه منجر به تشکیل یک حکومت اقلیت حزب کارگر با حمایت سه نمایندۀ مستقل و حزب سبز آسترالیا شد.
«یک پارلمان معلق به وضعیتی اطلاق میشود که شاید از میان 150 کرسی، کارگر 72 کرسی داشته باشد، احزاب لیبرال و ملیگرا 72 کرسی داشته باشند، که 6 کرسی در دست نمایندگان مستقل و احزاب کوچک باقی میمانند. چون نخستوزیر باید حمایت اکثریت اعضای مجلس را داشته باشد، این وضعیت به این معنا است که نه کارگر و نه ائتلاف هیچکدام نمیتوانند دست به تشکیل حکومت بزنند. برای تشکیل حکومت آنها باید با نمایندگان مستقل و نمایندگان احزاب کوچک وارد چانهزنی شوند».
مشارکت سیاسی
براساس آمارها، از هر چهار باشندۀ آسترالیا، یک تن متولد کشورهای خارجی است و نزدیک به نیمی از جمعیت این کشور حداقل یکی از والدین شان متولد خارج است. اما این گوناگونی فرهنگی در سیاست آسترالیا کمتر انعکاس یافته است.
پروفیسر اسمیت در این باره میگوید: «غالباً احزاب نامزدانی را برای انتخابات برمیگزینند که از گروههای نسبتاً کوچک مردمی آمدهاند. معمولاً آنها مرد هستند. معمولاً آنها کسانی هستند که در بخشهای تخصصی کار کردهاند. معمولا آنها کسانی هستند که انگلیسی را مثل زبان اول شان صحبت میکنند و با آن بزرگ شدهاند».
فتحی منصوری، استاد دانشگاه دیکن و رییس مرکز مطالعات آلفرد دیکن برای شهروندی و جهانیشدن بدین باور است که برای تعامل با گروههای مردمی جدید، احزاب سیاسی باید تنوع مردمی را در نمایندگی سیاسی شان در نظر بگیرند.
آقای منصوری میگوید تا زمانی که تنوع مردمی موجود در جامعه در ساختار رهبری کشور نمایانده نشود، فاصلهای میان نخبگان سیاسی و حوزههای انتخاباتی وجود خواهد داشت.
«مسایلی زیادی هستند که مهاجران به آن علاقهمندند و توجه نشان میدهند، اما گمان نمیکنم حکومت، اپوزیسیون یا شاید تعدادی از احزاب کوچک موفق شده باشند به این موضوعات طوری بپردازند که برای آن جوامع قابل دسترس و قابل فهم بوده باشد».